تا به حال به این فکر کردهاید که چه نوع آدمهایی معمولاً شادتر هستند؟ شاید در نگاه اول سؤال سادهای به نظر برسد، اما پاسخ آن کاملاً به شرایط و ویژگیهای هر فرد بستگی دارد. بیشتر متخصصان احتمالاً با این موضوع موافقاند که هیچکس صرفنظر از شخصیت، ارزشها و ویژگیهای فردیاش، از مشکلات و اختلالات روانی یا افت سلامت روان در امان نیست.
اما اگر شواهد علمی نشان دهند که بعضی ویژگیهای شخصیتی میتوانند زمینه را برای سلامت روان بهتر فراهم کنند چه؟ اگر یاد گرفتن این ویژگیها و تقویت آنها بتواند در مسیر رسیدن به ذهنی سالمتر به شما کمک کند، چطور؟ به نظر میرسد این ایده چندان هم بیاساس نیست!

اخیراً پژوهش جدیدی در مجله Journal of Personality and Social Psychology منتشر شده که اطلاعات جالبی درباره این ویژگیها ارائه میدهد. این پژوهش با عنوان «شخصیت سالم از دیدگاه ویژگیهای بنیادین» به یافتههای جدید و قابلتوجهی درباره ویژگیهای مثبت شخصیتی و تأثیر آنها بر سلامت روان پرداخته است.
بر اساس این پژوهش، ویژگیهای شخصیتی متعددی شناسایی شدهاند که میتوانند با وضعیت روانی بهتر و احساس بهزیستی بیشتر ارتباط داشته باشند. بسیاری از این ویژگیها با موارد دیگری که متخصصان سالهاست آنها را از عوامل مؤثر بر سلامت روان میدانند، همراستا هستند.
بر اساس این پژوهش و تحقیقات پیشین، در ادامه ببینیم درمانگران ۶ ویژگی مشترک افراد دارای سلامت روان را چگونه معرفی میکنند.
۱. آنها تکانشی رفتار نمیکنند
فرد تکانشی کسی است که در کنترل خواستهها، هوسها و وسوسههای خود مشکل دارد. افرادی که با این مسئله دستوپنجه نرم میکنند، بیشتر در معرض مشکلات سلامت روان قرار دارند؛ زیرا ممکن است بعداً احساس گناه و پشیمانی کنند یا دست به رفتارهایی بزنند که در نهایت به خودشان آسیب میزند.
اسکات بری کافمن (Scott Barry Kaufman)، روانشناس انسانگرا و نویسنده، معتقد است افراد باید تلاش کنند تکانشگری خود را کاهش دهند، زیرا این کار میتواند به آنها کمک کند تا:
- تحمل بیشتری در برابر ناکامی و محرومیت داشته باشند.
- راحتتر در برابر وسوسهها مقاومت کنند.
- بتوانند لذت و پاداش را به تعویق بیندازند.
- به جای اهداف کوتاهمدت، روی اهداف بلندمدت تمرکز کنند.
البته باید توجه داشت که تکانشگری با ریسکپذیر بودن، سریع فکر کردن یا فردی خودجوش بودن یکسان نیست. تکانشگری مشخصاً به نداشتن دوراندیشی کافی اشاره دارد؛ یعنی فرد بدون اینکه پیش از تصمیمگیری پیامدها و میزان خطر را بهدرستی بسنجد، تصمیمهایی میگیرد که ممکن است به خودش یا دیگران آسیب بزند.
۲. آنها پذیرای احساسات خود هستند
پذیرش احساسات فقط به این معنا نیست که احساسات دیگران را بپذیرید. مهمتر از آن، منظور پذیرش احساسات خودتان است. این ویژگی یعنی:
- بتوانید احساسات و افکار خود را بشناسید و از آنها آگاه باشید.
- درک کنید که احساسات بخش مهمی از زندگی روزمره و انسان بودن هستند.
- احساسات دشوار و پیچیده خود را بپذیرید.
- حتی وقتی روبهرو شدن با احساسات سخت است، درباره آنها فکر و تأمل کنید.
- آمادگی تجربه طیف مختلفی از احساسات طبیعی، از جمله احساسات عمیق و ظریف را داشته باشید.
- بتوانید احساسات خود را به شیوهای سالم و مثبت با دیگران در میان بگذارید.
- احساسات شدیدتری را نسبت به برخی افراد تجربه کنید.
این موضوع با توجه به پژوهشهای قبلی چندان هم غافلگیرکننده نیست. مطالعات متعددی نشان دادهاند که سرکوب و پنهان کردن احساسات میتواند تفکر مثبت را کاهش دهد و هم سلامت جسمی و هم سلامت روان را به خطر بیندازد.
ابراز سالم احساسات فقط برای سلامت روان مفید نیست؛ بلکه یک نیاز مهم برای حفظ سلامت روان و عاطفی انسان است.
۳. آنها خودشان را در احساسات منفی گرفتار نمیکنند
احساسات منفی کاملاً طبیعی هستند و حتی تجربه کردن آنها هر از گاهی میتواند مفید باشد. مشکل زمانی شروع میشود که در این احساسات گرفتار شوید و نتوانید از آنها عبور کنید؛ وضعیتی که ممکن است به منفینگری طولانیمدت منجر شود. در ادامه، چند نمونه از حالتهای منفیای را میبینید که میتوانند نشانهای از سلامت روان ضعیفتر باشند:
· استرس
استرس بخش طبیعی زندگی است، اما برخی افراد بیشتر مستعد تجربه استرس شدید و نامتعادل هستند. استرس بیش از حد میتواند نحوه پردازش اطلاعات و برخورد مغز با موقعیتهای دشوار را مختل کند و در نهایت به استرس مداوم یا مزمن منجر شود؛ چیزی که طبیعتاً برای سلامت روان مفید نیست.
· خصومت و خشم
احتمالاً این دو واژه را بارها جداگانه شنیدهاید، اما وقتی در کنار هم قرار میگیرند، به مجموعهای از احساسات منفی اشاره دارند که با خشم ارتباط دارند یا از آن ناشی میشوند. احساساتی مانند دلخوری، تلخی، حسادت و ناکامی نمونههایی از این حالت هستند.
خصومت ناشی از خشم میتواند فرد را نسبت به موقعیتهای منفی آسیبپذیرتر کند؛ به این معنا که ممکن است در برابر اتفاقات جزئی زودتر از حد معمول عصبانی شود یا واکنش تندی نشان دهد.
· اضطراب
اضطراب با بیقراری، استرس و ترس همراه است و همه این موارد میتوانند فشار زیادی به وضعیت روانی فرد وارد کنند. خیلی راحت ممکن است در چرخهای بیپایان از نگرانی درباره آینده و پشیمانی از گذشته گرفتار شوید.
البته منظور در اینجا اختلالات اضطرابی بهطور خاص نیست؛ بلکه به حالتی اشاره دارد که فرد آنقدر درگیر نگرانیها و افکار اضطرابآور میشود که نمیتواند از آنها رها شود و این افکار در نهایت روی زندگی واقعی او تأثیر میگذارند.
· افسردگی
متأسفانه افسردگی همیشه تحت کنترل فرد نیست، اما باید بدانید که این اختلال میتواند احتمال تجربه برخی احساسات منفی را افزایش دهد. افراد مبتلا به افسردگی تشخیصدادهشده یا افسردگی بالینی معمولاً احساس شرم، گناه، بیارزشی، ناامیدی، غم و تنهایی بیشتری را تجربه میکنند.
وقتی همه این احساسات در کنار هم قرار میگیرند، طبیعی است که با سلامت روان ضعیفتر ارتباط داشته باشند؛ بهویژه اینکه چرخههای منفینگری در افسردگی بسیار شایع هستند. یادگیری روشهای بهتر برای مدیریت افسردگی میتواند به کاهش شدیدترین علائم آن کمک کند.
جنیفر کانست (Jennifer Kunst)، روانشناس بالینی و روانکاو که با مدرسه تحصیلات تکمیلی روانشناسی فولر و مرکز روانکاوی کالیفرنیا نیز همکاری دارد، «سرزندگی» را یکی از نشانههای مهم سلامت روان میداند. او سرزندگی را حالتی تعریف میکند که فرد در آن درگیر زندگی، سرزنده و رها از محدودیتها و بازدارندگیهای ذهنی است؛ ویژگیهایی که وقتی در دام افکار و احساسات منفی گرفتار شدهاید، دستیابی به آنها بسیار دشوار خواهد بود.
همچنین بخوانید: 13 نشانه اینکه در ذهنیت منفی گیر کرده اید و راه های خروج از آن
۴. آنها بیشتر احساسات مثبت را تجربه میکنند
در ادامه نکته قبلی، بیشتر افرادی که از نظر روانی سالم هستند، تلاش میکنند احساسات مثبت را در زندگی خود ایجاد و تقویت کنند. وقتی سعی میکنید خوشبین باشید، در واقع مغزتان را تمرین میدهید که بیشتر روی اتفاقات خوب تمرکز کند و کمتر درگیر جنبههای منفی شود. بنابراین، هرچه بیشتر خودتان را به تجربه احساسات مثبت عادت دهید، میتوانید از سلامت روان بهتری برخوردار باشید؛ و برعکس.

البته گفتنش آسانتر از انجام دادنش است. اما آیا میدانستید حتی لبخند زدنِ عمدی میتواند مغز را به آزاد کردن هورمونهای مرتبط با احساس شادی تحریک کند؟ مطالعات مختلف نشان دادهاند که مغز همیشه نمیتواند تفاوت بین لبخند واقعی و لبخند ساختگی را تشخیص دهد و در هر دو حالت ممکن است واکنش مشابهی نشان دهد. البته این به معنای سرکوب غم و ناراحتی نیست؛ بلکه یعنی بهتر است یاد بگیرید لبخند زدن را بیشتر در برنامه روزمره خود جای دهید.
بودن در کنار افراد مثبت نیز ممکن است به تقویت احساس شادی کمک کند. دکتر اوا ریتزو (Eva Ritzo)، روانپزشک و نویسنده، میگوید دیدن لبخند دیگران باعث میشود لبخند زدن برای خودمان هم آسانتر شود و به این ترتیب، فرصت بیشتری برای تقویت این واکنش مثبت در مغز پیدا میکنیم.
۵. آنها گرم و صمیمی هستند
«گرمی» در روابط به رفتارهای محبتآمیز و صمیمانه میان افراد اشاره دارد؛ فرقی نمیکند این رابطه دوستانه، عاطفی، خانوادگی یا حتی ارتباطی کوتاه با یک فرد غریبه باشد. افراد دارای سلامت روان معمولاً راحتتر با دیگران ارتباطی مثبت برقرار میکنند، زیرا واقعاً از بودن در کنار دیگران لذت میبرند.
فردی که از گرمی و صمیمیت کمتری برخوردار است، معمولاً فاصلهدار، رسمی، محتاط و تا حدی منزوی به نظر میرسد. ممکن است چنین فردی همچنان مهربان و دلسوز باشد، اما در روابطش نوعی کمبود صمیمیت وجود دارد؛ البته اگر اساساً رابطه نزدیکی داشته باشد.
این ویژگی به معنای داشتن دوستان زیاد یا تبدیل شدن از یک فرد درونگرا به فردی برونگرا نیست. منظور این است که در روابطی که برایتان ارزشمند هستند، فردی صمیمی و پذیرا باشید و در برخورد با دیگران نیز رفتار دوستانهای داشته باشید.
کونست این ویژگی را با «عشق» نیز مرتبط میداند و آن را یکی از نشانههای سلامت روان معرفی میکند. در اینجا عشق در واقع نوعی گرمی و صمیمیت است که به معنای اهمیت دادن واقعی به دیگران است. فردی که از صمیم قلب دیگران را دوست دارد، برای کسانی که برایش ارزشمند هستند در قلب و زندگی خود جا باز میکند و برای ترمیم آسیبهای ایجادشده در روابطش تلاش میکند؛ در حالی که انگیزه اصلی او همواره بر پایه قدردانی و ارزش قائل شدن برای دیگران است.
۶. آنها صریح و رک هستند
صریح و رک بودن همیشه آسان نیست. خیلی از افراد ترجیح میدهند برای اینکه حرفشان شیرینتر به نظر برسد، بهتر پذیرفته شود یا باعث ایجاد درگیری نشود، گاهی دروغهای مصلحتی بگویند. اما در نهایت، نداشتن صداقت شما را به جایی نمیرساند.
افرادی که از نظر روانی سالم هستند، معمولاً در زندگی روزمره خود واقعی و صادقاند. آنها صمیمی، صریح و رک هستند و مهارتهای اجتماعی خود را بدون توسل به فریب و دروغهای آزاردهنده حفظ میکنند. آنها برای جلب نظر دیگران از تعریف و تمجیدهای غیرواقعی استفاده نمیکنند و برای پیشرفت یا رسیدن به خواستههایشان دست به فریب، manipulation یا روشهای پنهانی و نادرست نمیزنند. این شیوه به آنها کمک میکند ذهنی آرامتر داشته باشند و از پیامدهای منفی روانی ناشی از دروغ گفتن مکرر دور بمانند.
این ویژگی یکی دیگر از نشانههایی است که کونست برای سلامت روان مثبت مطرح میکند: پایبندی کلی به حقیقت. یعنی ترجیح میدهید اطلاعات واقعی و مبتنی بر واقعیت را بیان کنید و برای نشان دادن ایدهآلگرایی یا مهربانی، به اظهارات نادرست و غیرصادقانه متوسل نشوید. البته این موضوع ظرافتها و استثناهایی دارد، اما در مجموع، نکته خوبی است که باید آن را در ذهن داشته باشید.
پژوهشهای گذشته نیز یافتههای جالبی درباره ارتباط میان شادی و صداقت ارائه کردهاند. نهتنها زمانی که شاد هستید احتمال بیشتری دارد که صادق باشید، بلکه صداقت با شکلهای دیگری از تفکر و رفتار مثبت نیز ارتباط دارد، از جمله:
- رضایت از زندگی
- خودکنترلی و مدیریت تکانهها
- احساس طبیعی بودن
- باور مثبت نسبت به خود
- موفقیت در روابط اجتماعی
- داشتن روابط سالم
حرف آخر درباره ویژگیهای افراد سالم از نظر روانی
چند مورد از ویژگیهای این فهرست را میتوانید در خودتان پیدا کنید؟ همه این ویژگیها، خصوصیات مثبتی هستند که میتوانند ارزشمند باشند و اضافه کردن آنها به رفتار و سبک زندگیتان میتواند برایتان مفید باشد؛ چه هدفتان بهبود سلامت روان باشد و چه صرفاً بخواهید فرد بهتری باشید.
با وجود پژوهشهایی که درباره این ویژگیها انجام شده، باید توجه داشت که هیچ ویژگی واحدی نمیتواند بهتنهایی سلامت جسمی یا روانی یک فرد را تعیین کند. حتی مجموعهای از این ویژگیها نیز نمیتواند بهطور قطعی وضعیت روانی فرد را مشخص کند. ممکن است فردی همه این ویژگیها را داشته باشد و همچنان با یک اختلال روانی دستوپنجه نرم کند؛ همانطور که ممکن است فردی هیچکدام از آنها را بهطور کامل نداشته باشد و از نظر روانی سالم باشد.
با این حال، با توجه به شواهد موجود، تقویت و پرورش این ویژگیها میتواند به بهبود وضعیت روانی شما کمک کند یا احتمال آسیبپذیری در برابر برخی تهدیدهای سلامت روان را کاهش دهد. بهتر است همیشه روی رشد و بهبود خودتان کار کنید. بسیاری از ویژگیهایی که پژوهشهای سالهای گذشته آنها را برای سلامت روان مفید دانستهاند، ویژگیهایی هستند که فارغ از بحث سلامت روان، بسیاری از افراد دوست دارند در خودشان تقویت کنند.
در نهایت، یکی از بهترین راهها برای داشتن سلامت روان بهتر، کار کردن روی خودتان و مراقبت از بهزیستی روانیتان است. شاید نتوانید همه چیز را کنترل کنید، بهخصوص اگر از قبل با یک اختلال روانی مواجه باشید، اما میتوانید یاد بگیرید چگونه با عوامل تأثیرگذار بر زندگیتان بهتر کنار بیایید و آنها را مدیریت کنید.
اگر احساس میکنید برای این مسیر به کمک بیشتری نیاز دارید، میتوانید با یک درمانگر، روانشناس یا متخصص سلامت روان صحبت کنید تا متناسب با شرایط خودتان، راهنمایی و حمایت مناسب دریافت کنید.




