فکر کن آخرین باری که واقعاً حس شگفتی را تجربه کردی، چه زمانی بود.
شاید وقتی به آسمانی پر از ستاره خیره شده بودی. شاید هنگام شنیدن قطعهای موسیقی که بیدلیل تا اعماق وجودت نفوذ کرد. یا وقتی دیدی فردی غریبه، بدون هیچ چشمداشتی، به شخص دیگری کمک میکند و ناگهان چیزی در دلت تکان میخورد.

اگر تا به حال از خودت پرسیدهای چگونه میتوان حس شگفتی را بیشتر در زندگی تجربه کرد؟ باید بدانی که تنها نیستی.
این همان احساسی است که روانشناسان آن را حس شگفتی (Awe) مینامند؛ احساسی عمیق که بسیاری از ما در زندگی روزمره، بسیار کمتر از آنچه میتوانیم تجربهاش کنیم، با آن روبهرو میشویم.
در دنیایی که پر از اعلانهای تلفن همراه، عجله و برنامههای فشرده روزانه است، کمکم فراموش کردهایم چگونه لحظهای مکث کنیم و از زیباییهای اطرافمان شگفتزده شویم.
اما طی دو دهه گذشته، پژوهشهای علمی بارها نشان دادهاند که تجربه حس شگفتی تنها یک احساس خوشایند و گذرا نیست. این احساس میتواند یکی از قدرتمندترین ابزارهایی باشد که به ما کمک میکند سالمتر زندگی کنیم، مهربانتر باشیم و زندگی را عمیقتر و واقعیتر تجربه کنیم.
در ادامه با مفهوم حس شگفتی بیشتر آشنا میشویم، میبینیم چرا این احساس تا این اندازه اهمیت دارد و ۶ روش ساده را یاد میگیریم که به کمک آنها میتوانیم شگفتی را بیشتر وارد زندگی روزمره خود کنیم.
دنیا هنوز هم سرشار از شگفتی است؛ فقط کافی است دوباره یاد بگیریم چگونه به آن نگاه کنیم.
حس شگفتی واقعاً چیست؟ (و چرا آن را فراموش کردهایم؟)
حس شگفتی (Awe) زمانی به وجود میآید که با چیزی روبهرو میشوی که آنقدر بزرگ، عمیق یا تأثیرگذار است که درک معمولت از جهان را برای لحظهای تغییر میدهد.
دچر کلتنر (Dacher Keltner)، روانشناس دانشگاه برکلی و یکی از برجستهترین پژوهشگران این حوزه، حس شگفتی را دقیقاً همینگونه تعریف میکند.
اما «بزرگ» بودن همیشه به معنای عظمت ظاهری نیست. لازم نیست حتماً مقابل یک کوه باشکوه یا درهای عظیم مانند گرند کنیون ایستاده باشی تا این احساس را تجربه کنی.
گاهی این عظمت کاملاً طبیعی و قابل مشاهده است؛ مثل ایستادن کنار اقیانوس، تماشای آسمان پرستاره یا دیدن درختی که صدها سال عمر دارد.
گاهی هم ریشهای کاملاً انسانی دارد؛ مانند دیدن یک رفتار سرشار از مهربانی، شجاعت یا فداکاری. حتی لمس دست کوچک یک نوزاد یا شنیدن همخوانی هماهنگ یک گروه کُر میتواند برای لحظهای تو را از جریان همیشگی زندگی جدا کند و احساس شگفتی را در وجودت زنده کند.
شاید جالبترین نکته این باشد که حس شگفتی بسیار بیشتر از آنچه تصور میکنیم در اطراف ما وجود دارد.
پژوهشهای دچر کلتنر که بر اساس دهها هزار تجربه ثبتشده از افراد در ۲۶ کشور انجام شده است، نشان میدهد بیشتر افراد بهطور میانگین دو تا سه بار در هفته این احساس را تجربه میکنند.
پس مشکل این نیست که شگفتی در زندگی ما وجود ندارد.
مشکل اینجاست که سبک زندگی پرشتاب امروز، همراه با حضور دائمی تلفن همراه، شبکههای اجتماعی و مشغلههای روزانه، باعث شده بدون مکث از کنار این لحظههای ارزشمند عبور کنیم و فرصت نکنیم واقعاً آنها را احساس کنیم.

چرا تجربه حس شگفتی برای سلامتی و آرامش ما مفید است؟
تا سالها، روانشناسان حس شگفتی را تنها احساسی خوشایند اما کماهمیت میدانستند؛ احساسی که شاید لحظهای کوتاه، زیبایی یک روز عادی را بیشتر کند. اما پژوهشهای سالهای اخیر نشان دادهاند که این تصور چندان درست نبوده است.
امروزه شواهد علمی نشان میدهد حس شگفتی فقط یک احساس لذتبخش نیست؛ بلکه یکی از نیازهای مهم ذهن انسان برای داشتن زندگی سالمتر و رضایتبخشتر است.
در یکی از پژوهشهای منتشرشده در سال ۲۰۲۳، محققان طی ۲۲ روز، وضعیت ۲۶۹ بزرگسال را بررسی کردند. نتایج نشان داد افرادی که در طول روز بیشتر حس شگفتی را تجربه میکردند:
- حدود ۲۰ درصد استرس کمتری داشتند.
- علائم جسمی کمتری را گزارش کردند.
- احساس رضایت و کیفیت زندگی بالاتری را تجربه کردند.
در مطالعهای دیگر که روی ۱۴۵ نفر از کارکنان حوزه درمان در دوران همهگیری کرونا انجام شد، تقریباً همین نتایج دوباره مشاهده شد؛ موضوعی که نشان میدهد تأثیر مثبت حس شگفتی فقط به شرایط عادی زندگی محدود نیست.
اما فواید این احساس به سلامت روان ختم نمیشود.
پژوهشی که در سال ۲۰۱۵ روی ۹۴ دانشجو انجام شد، نشان داد افرادی که بیشتر حس شگفتی را تجربه میکنند، میزان پایینتری از اینترلوکین ۶ (Interleukin-6) در بدن خود دارند؛ مادهای که یکی از مهمترین نشانگرهای التهاب در بدن محسوب میشود. جالب اینکه در میان تمام احساسات مثبت بررسیشده، حس شگفتی قویترین ارتباط را با کاهش این شاخص التهابی داشت.
حس شگفتی حتی درک ما از زمان را نیز تغییر میدهد.
در پژوهشی که سال ۲۰۱۲ در مجله Psychological Science منتشر شد، افرادی که بهتازگی تجربهای از شگفتی را پشت سر گذاشته بودند، احساس میکردند زمان کندتر میگذرد و فرصت بیشتری در اختیار دارند. همین احساس باعث میشد صبورتر باشند، سخاوتمندانهتر رفتار کنند و رضایت بیشتری از زندگی خود داشته باشند.
تصویربرداری از مغز نیز توضیح جالبی برای این موضوع ارائه میدهد.
وقتی حس شگفتی را تجربه میکنیم، فعالیت بخشی از مغز که به نشخوار فکری، گفتوگوی مداوم ذهن با خودش و تمرکز بیش از حد بر خود مربوط است، کاهش پیدا میکند. در نتیجه، توجه ما از «خودمان» به سمت دنیای بزرگتر و ارتباطمان با دیگران معطوف میشود.
پژوهشگران این تغییر را «اثر خودِ کوچک» (Small Self Effect) مینامند؛ حالتی که در آن، انسان احساس میکند بخشی از جهانی بزرگتر است، نه مرکز آن.
به همین دلیل، تحقیقات بارها نشان دادهاند افرادی که بیشتر حس شگفتی را تجربه میکنند، معمولاً مهربانتر، فروتنتر، بخشندهتر و از نظر اجتماعی نزدیکتر به دیگران هستند.
۶ راه برای تجربه بیشتر حس شگفتی
۱. زیبایی های اخلاقی را در زندگی روزمره ببین
شاید جالب باشد بدانید که رایجترین منبع ایجاد حس شگفتی، برخلاف تصور بسیاری از افراد، طبیعت، موسیقی یا بناهای باشکوه نیست.
پژوهشهای دچر کلتنر نشان میدهد رایجترین دلیل تجربه حس شگفتی در زندگی روزمره، خوبی و انسانیت دیگران است.
او این پدیده را «زیبایی اخلاقی» (Moral Beauty) مینامد؛ احساسی که هنگام دیدن شجاعت، مهربانی، فداکاری، بخشندگی یا قدرت روحی دیگران در وجود ما شکل میگیرد.
برای مثال:
- غریبهای که بدون انتظار پاداش به فردی که زمین خورده کمک میکند.
- دوستی که در سختترین شرایط کنار تو میماند.
- همسایهای که بیسروصدا از فرزند خانوادهای دیگر مراقبت میکند.
این لحظهها بسیار بیشتر از آنچه تصور میکنیم در اطراف ما وجود دارند و میتوانند عمیقترین احساس شگفتی را در ما ایجاد کنند.
این هفته یک تمرین ساده انجام بده:هر روز فقط یک نمونه از این رفتارهای زیبا را پیدا کن و شب آن را یادداشت کن. لازم نیست اتفاقی خارقالعاده باشد؛ حتی کوچکترین نشانههای مهربانی هم ارزش ثبت کردن دارند.
در واقع، هدف این تمرین پیدا کردن زیباییهای جدید نیست؛ بلکه آموزش دادن ذهن برای دیدن زیباییهایی است که همیشه در اطراف ما حضور داشتهاند.
۲. خودت را در عظمت طبیعت قرار بده
از نخستین روزهای زندگی انسان روی زمین، طبیعت یکی از قویترین منابع ایجاد حس شگفتی بوده است و هنوز هم پژوهشها همین موضوع را تأیید میکنند.
گذراندن وقت در طبیعت میتواند به کاهش فشار خون، کاهش هورمون استرس (کورتیزول) و ایجاد همان احساس «خودِ کوچک» کمک کند؛ احساسی که باعث میشود خود را بخشی از جهان بدانیم، نه فردی جدا و منزوی.
خبر خوب این است که برای تجربه این احساس، لازم نیست به قله کوه یا جنگلی دورافتاده سفر کنی.
یک پارک شهری، قدم زدن کنار رودخانه، نشستن چند دقیقهای زیر سایه یک درخت بزرگ یا حتی تماشای آسمان وسیع از حیاط خانه هم میتواند همان اثر را داشته باشد.
چیزی که اهمیت دارد، تجربه لحظهای است که به تو یادآوری کند جهان بسیار بزرگتر از فهرست کارها، پیامها و دغدغههای روزانه توست.
اگر امکانش را داری، تلفن همراهت را کنار بگذار و فقط پنج دقیقه به چیزی نگاه کن که از تو بزرگتر، گستردهتر و ماندگارتر است.
۳. اجازه بده موسیقی تو را تحت تأثیر قرار دهد
موسیقی یکی از در دسترسترین و در عین حال نادیدهگرفتهشدهترین راههای تجربه حس شگفتی است.
گاهی هنگام شنیدن یک قطعه موسیقی، ناگهان لرز خفیفی در بدن احساس میکنی یا موهایت سیخ میشود. این واکنش که در روانشناسی «فریسون» (Frisson) نام دارد، نشانهای از آن است که موسیقی توانسته احساسی عمیق و فراتر از تجربههای معمول را در وجودت بیدار کند.
گوش دادن به موسیقی در کنار دیگران، مانند حضور در یک کنسرت، مراسم مذهبی یا حتی شنیدن یک پلیلیست مشترک با فردی که دوستش داری، میتواند این احساس را چند برابر کند.
اما نکته مهم این است که واقعاً به موسیقی گوش بدهی.
اگر موسیقی فقط در پسزمینه در حال پخش باشد و همزمان مشغول کارهای دیگری باشی، احتمال تجربه حس شگفتی بسیار کمتر میشود.
این احساس به توجه کامل نیاز دارد؛ چیزی که این روزها کمتر از هر زمان دیگری به موسیقی هدیه میدهیم.
یکی از قطعاتی را انتخاب کن که قبلاً عمیقاً تو را تحت تأثیر قرار داده است. چند دقیقه همه چیز را کنار بگذار، با تمام وجود به آن گوش بده و اجازه بده موسیقی تو را با خود ببرد.
همچنین بخوانید: تأثیر تماشای فیلم و گوش دادن موسیقی بر سلامت روان
۴. تجربههای جمعی را از دست نده
بعضی احساسها فقط زمانی شکل میگیرند که آنها را در کنار دیگران تجربه کنیم.
وقتی گروهی از افراد با هم آواز میخوانند، در یک کنسرت حضور دارند، در مراسمی شرکت میکنند یا حتی یک تجربه مشترک را با هم پشت سر میگذارند، اتفاقی در ذهن و احساس آنها رخ میدهد که بهتنهایی قابل تجربه نیست.
پژوهشگران این پدیده را «شور و هیجان جمعی» (Collective Effervescence)مینامند؛ احساسی از انرژی، همدلی و تعلق که در تجربههای مشترک به وجود میآید.
به همین دلیل است که شنیدن یک قطعه موسیقی در یک کنسرت، معمولاً تأثیری کاملاً متفاوت از گوش دادن به همان قطعه در خانه دارد. یا همخوانی با دیگران در یک مراسم، احساسی ایجاد میکند که توضیح دادن آن با کلمات آسان نیست.
تجربه شگفتی در کنار دیگران، ذهن را از نگرانیهای شخصی دور میکند و احساس تعلق به یک جمع را تقویت میکند.
این ماه سعی کن حداقل در یک تجربه جمعی شرکت کنی؛ مانند یک کنسرت، برنامه فرهنگی، مراسم مذهبی، کلاس آموزشی یا هر رویدادی که افراد در آن تجربهای مشترک را با هم زندگی میکنند.
بعد از آن، از خودت بپرس: تفاوت این تجربه با زمانی که همان کار را بهتنهایی انجام میدادم چه بود؟ این مقایسه میتواند بهخوبی قدرت شگفتیِ تجربههای مشترک را برایت آشکار کند.

۵. برای تماشای هنر و معماری وقت بگذار
هنر و معماری از گذشته تاکنون با هدف برانگیختن حس شگفتی خلق شدهاند و اغلب هم در این کار موفق هستند.
اما مشکل اینجاست که بیشتر ما با عجله از کنار آثار هنری عبور میکنیم؛ انگار فقط میخواهیم بازدید از یک مکان را تمام کنیم، نه اینکه واقعاً آن را تجربه کنیم.
یک موزه، کلیسایی باشکوه، ساختمانی با معماری چشمنواز یا حتی یک ظرف سفالی که با دست ساخته شده است، همگی حاصل خلاقیت، زمان و تلاش یک انسان هستند. اگر چند دقیقه با دقت به آنها نگاه کنیم، میتوانند ما را وادار کنند لحظهای مکث کنیم و جهان را از زاویهای متفاوت ببینیم.
پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهد هنگامی که با چیزی بسیار زیبا، عظیم یا پیچیده روبهرو میشویم، فعالیت بخشهایی از مغز که مدام ما را درگیر افکار مربوط به خودمان میکنند، کاهش پیدا میکند. برای چند لحظه، نگرانیها و گفتوگوی همیشگی ذهن کنار میروند و جای خود را به احساس شگفتی میدهند.
این ماه یک مکان هنری یا تاریخی را انتخاب کن و این بار فقط برای دیدن آن نرو؛ برای تجربه کردنش برو.دستکم پنج دقیقه را صرف تماشای یک اثر یا یک بخش از آن کن و اجازه بده بدون عجله روی تو اثر بگذارد.
۶. «پیادهروی شگفتی» را امتحان کن
پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو بررسی کردند اگر هنگام یک پیادهروی معمولی، فقط یک تغییر کوچک ایجاد کنیم چه اتفاقی میافتد: با نگاهی کنجکاوانه و شگفتزده به اطراف نگاه کنیم، انگار برای اولین بار آنجا را میبینیم.
نتایج جالب بود. افرادی که این پیادهروی شگفتی (Awe Walk) را انجام دادند، نسبت به کسانی که پیادهروی عادی داشتند، شادی بیشتری را تجربه کردند و احساس ناراحتی و فشار روانی کمتری داشتند. حتی عکسهایی که از خود گرفته بودند نشان میداد توجهشان بیشتر به دنیای اطراف معطوف شده است، نه به خودشان.
نکته مهم این است که پیادهروی شگفتی به مسیر طولانیتر یا مکان خاصی نیاز ندارد.
همان مسیر همیشگی را برو، اما این بار با نگاهی تازه.
هدفونت را کنار بگذار، کمی آهستهتر قدم بزن و سعی کن چیزی را پیدا کنی که تا امروز هرگز به آن توجه نکرده بودی؛ شاید نقشونگاری روی نمای یک ساختمان، بازی نور روی دیوار، یا گیاهی کوچک که از شکاف یک سنگ بیرون آمده است.
با خودت طوری رفتار کن که انگار یک کشف تازه انجام دادهای.
گاهی همین کشفهای کوچک، سادهترین راه برای بازگرداندن حس شگفتی به زندگی روزمره هستند.
شگفتی، نزدیکتر از آن چیزی است که فکر میکنی
حس شگفتی هیچوقت از زندگی ما ناپدید نشده است.
همیشه همانجا بوده؛ در آسمان زیبای صبحگاهی که هنگام رفتن به محل کار بیتفاوت از کنارش گذشتهای، در قطعه موسیقیای که نزدیک بود بدون گوش دادن از آن عبور کنی، یا در همسایهای که بیسروصدا به فردی کمک کرد، بدون اینکه انتظار دیده شدن یا تحسین داشته باشد.
مشکل این نیست که شگفتی از دنیا رفته است؛ بلکه ما آنقدر درگیر سرعت، مشغله و برنامههای روزانه شدهایم که دیگر کمتر متوجه حضور آن میشویم.
دنیا هنوز هم پر از لحظههایی است که میتوانند ما را شگفتزده کنند.
پژوهشهای علمی فقط یک نکته مهم را به ما یادآوری میکنند: حس شگفتی یک تجمل یا احساس زودگذر نیست؛ بلکه بخشی مهم از سلامت روان، آرامش ذهن و کیفیت زندگی ماست.
پس کمی بیشتر سرت را بالا بگیر، با دقت بیشتری به اطرافت نگاه کن و اجازه بده زیباییهای ساده زندگی دوباره توجهت را جلب کنند.
گاهی همین تغییر کوچک در نگاه، آغازگر تغییرهای بزرگی در احساس، ذهن و کیفیت زندگی ما خواهد بود.





⭐🌠🌌★ شگفت مثل ستاره ای چشمک زن😉⭐💫🌟✨