روابط فقط به نحوه رفتار طرف مقابل با شما مربوط نمی شود. آنها در مورد تنظیم احساسات و منطقی و آرام بودن شما هستند. البته، شما از قبل این را میدانید، اما مهم است که هر از گاهی آن را به خاطر بسپارید. گاهی اوقات، ما بیش از حد درگیر نحوه برخورد شریک زندگی خود میشویم و هوش هیجانی را نادیده میگیریم. با توجه به اینکه ما انسان هستیم، احتمالاً به طور آنی و به روشهایی عمل میکنیم که بعداً پشیمان خواهیم شد. عدم کنترل احساسات میتواند برای همه روابط، به ویژه روابط عاشقانه، مضر باشد.
پایه و اساس همه روابط شاد و سالم، ارتباط و درک متقابل است. وقتی افراد عجولانه رفتار میکنند، لحظهای برای فکر کردن مکث نمیکنند. آنها سعی نمیکنند مکالمهای داشته باشند یا به حرفهای طرف مقابل گوش دهند. رابطهای که در آن افراد اینگونه رفتار میکنند، آیندهای ندارد. اگر یاد نگیرید که چگونه احساسات خود را تنظیم کنید، در نهایت به شریک زندگی خود آسیب خواهید رساند. در بدترین حالت، در یک رابطه بسیار سمی گرفتار خواهید شد که برای هر دوی شما بد است.

در بهترین حالت، قبل از اینکه بتوانید از نظر احساسی یکدیگر را نابود کنید، از هم جدا خواهید شد. همانطور که احتمالاً میتوانید حدس بزنید، هیچ یک از این گزینهها خیلی خوب به نظر نمیرسند. در حالت ایدهآل، میتوانید مانند بزرگسالان روی مشکلات خود کار کنید و به راهحلی برسید که برای شما مفید باشد. و این کار را فقط در صورتی میتوانید انجام دهید که یاد بگیرید احساسات خود را مدیریت کنید.
یک رابطه زناشویی شاد چگونه است؟
قبل از تنظیم احساسات خود، باید یک رابطه سالم و شاد را درک کنید. آن هم به این دلیل است که بدانید به دنبال چه چیزی هستید. اگرچه تنظیم احساسات ضروری است، اما همه مشکلات رابطه شما را حل نمیکند. اگر رابطه شما اساساً سمی باشد، هیچ میزان تنظیم احساسات آن را حل نخواهد کرد.
در بیشتر موارد، مشکل شما داشتن یک رابطه سمی نخواهد بود. در این صورت، بهترین راه حل شما این است که شریک زندگی خود را ترک کنید و به دنبال چیزی بهتر باشید. اگر با هر نوع سوءاستفادهای روبرو هستید، با کسی تماس بگیرید که میتواند به شما در رهایی از آن وضعیت کمک کند. اما اگر با کمبود ارتباط دست و پنجه نرم میکنید، یادگیری تنظیم احساساتتان به شما کمک خواهد کرد.
شما باید رابطهای را هدف قرار دهید که در آن مکالمات همیشه آرام و منطقی باشند. منظور این نیست که باید به هر قیمتی از دعوا اجتناب کنید، زیرا این غیرممکن است. اما وقتی ناگزیر دعوا میکنید، باید مطمئن شوید که میتوانید مسائل را با صحبت حل کنید. مطمئن شوید که دعواهای شما در مورد یک موضوع خاص است، هرگز در مورد تلاش برای تخریب دیگری نیست. به یکدیگر توهین نکنید، مهم نیست چقدر میخواهید یا در آن لحظه چقدر احساس خوبی دارید. به طور خلاصه، مطمئن شوید که به جای جنگیدن با یکدیگر، با مشکل مبارزه میکنید.
یکی دیگر از عوامل مهم، اطمینان از این است که میتوانید مرزهای سالمی را اعمال کنید. این مرزها از احساسات، خواستهها و نیازهای شما و شریک زندگیتان محافظت میکنند. همه روابط سالم با گفتگو و صحبت در مورد چیزهایی که میتوانند به طور بالقوه به مشکل تبدیل شوند، شروع میشوند. این تضمین میکند که هرگز کاری انجام نمیدهید که طرف مقابل را تحریک کند، بدون اینکه حتی بدانید که در حال تحریک او هستید. همچنین به شما این امکان را میدهد که در حین مراقبت از شریک زندگی و رابطهتان، به عنوان یک فرد رشد کنید.
۴ نکته مهم در تنظیم احساسات برای داشتن روابط شادتر
حالا بیایید ببینیم که این عوامل دقیقاً چگونه به تنظیم احساسات شما مربوط میشوند؟ خب، اگر احساسات خود را سرکوب کنید یا هر کاری که دوست دارید انجام دهید، هرگز چنین رابطهای نخواهید داشت. برای اینکه انگیزه لازم برای شروع تنظیم احساسات خود را پیدا کنید، باید بدانید که به دنبال چه نوع رابطهای هستید. همچنین باید بدانید که اگر در یک رابطه سمی هستید، هرگز نمیتوانید احساسات خود را تنظیم کنید.
۱. هوش هیجانی خود را بهبود بخشید
تنظیم احساسات به معنای توانایی بهبود هوش هیجانی شماست. هوش هیجانی (EQ) نشان دهنده توانایی شما در درک و مدیریت احساسات است. کسی که EQ بالاتری دارد، با جنبه عاطفی خود هماهنگتر است و این به او مزایایی در زندگی میدهد. آنها افرادی هستند که همدلی بیشتری دارند و بهتر ارتباط برقرار میکنند.
حتی به شما کمک میکند تا موقعیتهای پرتنش را مدیریت کنید و گاهی اوقات از درگیری به طور کلی اجتناب کنید. برخی از افراد با EQ بالاتری متولد میشوند. اما سطح EQ در تمام طول زندگی ثابت نمیماند. اگر تلاش کنید تا روی خودتان کار کنید، میتوانید آن را بهبود بخشید. اگر این کار را مدیریت کنید، میتوانید به راحتی شروع به تنظیم احساسات خود کنید.

اگر میخواهید هوش هیجانی (EQ) خود را بهبود ببخشید، باید روی چهار رکن کار کنید. رکن اول، خودمدیریتی است که عمدتاً مربوط به کنترل احساسات تکانشی و یادگیری سازگاری است. این کار به بهترین شکل از طریق مدیریت استرس انجام میشود، زیرا تکانشگری اغلب توسط میزان فشاری که احساس میکنید تعیین میشود. رکن دوم، خودآگاهی است که به معنای درک چگونگی تأثیر احساسات بر رفتار شماست. این امر به بهترین شکل از طریق دروننگری توسعه مییابد.
رکن سوم، آگاهی اجتماعی است که مربوط به همدلی است. در این زمینه، بهترین راه برای بهبود، توجه به دیگران و پرسیدن همیشگی از آنها در مورد نیازهایشان است. در ابتدا، ممکن است با احساسات آنها ارتباط برقرار نکنید، اما پس از صحبت با آنها، شروع به همدلی خواهید کرد. در نهایت، مدیریت روابط وجود دارد که مربوط به نحوه ایجاد و حفظ ارتباطات است. برای بهبود این رکن، باید مهارتهای ارتباطی خود را بهبود بخشید.
همچنین بخوانید: 10 دلیل اینکه زنان به دنبال رابطه با مردان باهوش هیجانی بالا هستند
۲. مدیریت و تنظیم استرس
مدیریت استرس برای تنظیم احساسات شما ضروری است. هر چه فرد استرس بیشتری داشته باشد، تکانشیتر خواهد بود. وقتی افراد تحت فشار هستند، احتمالاً بدون هیچ دلیلی با افرادی که دوستشان دارند، بدرفتاری میکنند. و آنها تمایل دارند هر مسئله کوچکی را به دعواهای تمام عیار تبدیل کنند.
برای مدیریت استرس، بهترین راه حل شما حذف منبع استرس یا استفاده از تکنیکهای کاهش استرس است. اگر شغل شما بیش از حد طاقتفرسا است، میتوانید تنزل رتبه را در نظر بگیرید، اگر این به معنای کار کمتر است. یا شاید مشکل از شغل نباشد، بلکه به جای آن، به تنهایی از یک حیوان خانگی مراقبت کنید. در این صورت، ممکن است لازم باشد هر از گاهی از یک پرستار حیوانات خانگی استفاده کنید.
اما اگر نمیتوانید استرس را از منبع آن حذف کنید، باید راههایی برای تسکین آن پیدا کنید. یکی از بهترین کارهایی که میتوانید انجام دهید، استفاده از تمرینات تنفسی است. این تمرینات بسیار مؤثر هستند و میتوانند در هر زمان و در هر شرایطی مورد استفاده قرار گیرند. ساده ترین تکنیک مستلزم ثابت ماندن، بسته نگه داشتن چشم ها و نفس کشیدن است. به آرامی نفس بکشید، در چهار ثانیه دم و در چهر ثانیه به آرامی بازدم کنید.
این کار را برای چند دقیقه انجام دهید و احساس آرامش بیشتری خواهید کرد. وقتی آرام هستید، میتوانید منطقی باشید و احساسات خود را تنظیم کنید. بنابراین، تمرینات تنفسی چیزی است که میتوانید هنگام دعوا با شریک زندگی خود انجام دهید. اگر غیرمنطقی هستید، یک لحظه نفس بکشید، تا بتوانید احساسات خود را کنترل کنید.
همچنین بخوانید: مروری بر مدیریت استرس
۳. مدیتیشن کنید
تنظیم احساسات به این بستگی دارد که چقدر خودتان را خوب میشناسید. دانستن اینکه چه چیزی شما را تحریک میکند و احساساتتان چگونه بر شما تأثیر میگذارند، میتواند شما را بهتر کنترل کند. اما درک همه احساساتتان آنقدرها هم آسان نیست. گاهی اوقات، باید به درون خود نگاه کنید و خودتان را بشناسید.
مدیتیشن بهترین راه برای تأمل و درک اینکه چه کسی هستید، است. این تکنیکی است که هزاران سال مورد استفاده قرار گرفته و هنوز هم بسیار محبوب است. اما مدیتیشن را با تمرینات تنفسی اشتباه نگیرید زیرا آنها بسیار متفاوت هستند. هدف مدیتیشن این است که به شما این امکان را بدهد تا با هر آنچه در بدن و مغزتان میگذرد، ارتباط برقرار کنید.
برای مدیتیشن، باید یک محیط آرام پیدا کنید و چشمان خود را ببندید. به خودتان اجازه دهید هر آنچه را که در درون و اطرافتان میگذرد، احساس کنید. وقتی مدیتیشن میکنید، هدف این است که با بدن و افکار خود یکی شوید. شما هر سیگنالی را که بدن شما برای شما ارسال میکند، درک میکنید. اگر چیزی دردناک باشد، آن را احساس خواهید کرد. اگر به چیزی مانند غذا یا آب نیاز داشته باشید، از آن آگاه خواهید شد.
اما شما همچنین این فرصت را خواهید داشت که با تمام افکار خود ارتباط برقرار کنید. این لحظهای است که میتوانید بفهمید چه طرز فکری دارید و چگونه بر احساسات شما تأثیر میگذارد. به این ترتیب، میتوانید بفهمید که احساسات شما از کجا میآیند و چگونه آشکار میشوند. مدیتیشن باعث می شود که شما هوشیارتر شوید، بنابراین احساسات شما را تنظیم می کند.
۴. احساسات خود را بپذیرید و با آنها ارتباط برقرار کنید
هر رابطه سالمی مبتنی بر توانایی طرفین در برقراری ارتباط و کمک به یکدیگر برای گذر از دوران چالشبرانگیز است. و بخشی از آن، توانایی بیان احساسات است. اگر به شریک زندگی خود اجازه دهید به شما کمک کند، تنظیم احساسات بسیار آسانتر خواهد بود. اگر آنها نفهمند که چه اتفاقی برای شما میافتد، نمیتوانند احساسات شما را مدیریت کنند. با گفتن اینکه در حال کشمکش هستید، از بیشتر درگیریها جلوگیری خواهید کرد. در عوض، تمرکز بر کمک به شما در مدیریت احساساتتان خواهد بود.
اما این ممکن نیست مگر اینکه احساسات خود را بپذیرید. اغلب، افراد احساس خاصی را انکار می کنند، به این معنی که نمی توان به آنها کمک کرد. برای حل آن مشکل، باید تأمل کنید و بفهمید که چه احساسی دارید. هیچ شرمی در عصبانیت یا ناراحتی وجود ندارد. اما اگر به دلیل این احساسات، غیرمنطقی رفتار کنید، وحشتناک است. به خودتان اجازه دهید احساسات خود را تا حد امکان احساس کنید. یکی از ترفندهایی که میتوانید استفاده کنید، نوشتن افکارتان است. به این ترتیب، میتوانید همه چیز را پیگیری کنید. وقتی میبینید که آن کلمات نوشته شدهاند، پذیرش افکار و احساساتتان آسانتر میشود.
سخن پایانی در مورد تنظیم احساسات برای داشتن روابط شادتر
اگر میخواهید رابطهای سالم داشته باشید، کنترل احساساتتان ضروری است. اما تنظیم احساسات در حرف آسانتر از عمل است. با این حال، فقط باید چند نکته را یاد بگیرید تا به هدفتان نزدیکتر شوید. باید مطمئن شوید که در مورد هوش هیجانی اطلاعات کسب میکنید تا بتوانید آن را بهبود بخشید. هوش هیجانی بالاتر به تنهایی شما را به آرامش و منطقی بودن نزدیکتر میکند. اما برای جلوگیری از تکانشی بودن، باید استرس خود را نیز مدیریت کنید.
میتوانید مدیتیشن را امتحان کنید تا با احساساتتان بیشتر هماهنگ شوید. وقتی بفهمید که از کجا میآیند و چگونه بروز میکنند، میتوانید به راحتی آنها را تغییر دهید. به آرامی، قادر خواهید بود تمام احساسات منفی را بپذیرید، آنها را تنظیم کنید و آرام و منطقی شوید. از صحبت کردن با شریک زندگیتان و درخواست کمک از او نترسید. احساساتتان را بپذیرید و به او بگویید که برای یادگیری مدیریت آنها به راهنمایی نیاز دارید. این به شما کمک میکند روابط شادتر و سالمتری داشته باشید.





🌙⭐ به نور ماه وستاره به دل، روشنی میتابه